1400/5/12 : سه شنبه
تاریخ ارسال : 1400/03/29    

حمیدرضا نوربخش:

عبدالوهاب شهیدی ذاتاً بزرگ و دوستدار رشد دیگران بود

مدیرعامل خانه موسیقی در نشست یادبود زنده یادان شهیدی و مرادخانی در خانه موسیقی گفت: عبدالوهاب شهیدی ذاتاً بزرگ بود؛ انسان‌های بزرگ نیازی به قضاوت دیگران ندارند، همیشه دوست دارند دیگران رشد كنند و دیگران هم بالنده بشوند. این‌ها ویژگی‌های افراد بزرگ است و آقای شهیدی اینگونه بود.
عبدالوهاب شهیدی ذاتاً بزرگ و دوستدار رشد دیگران بود

مدیرعامل خانه موسیقی در نشست یادبود زنده یادان شهیدی و مرادخانی در خانه موسیقی گفت: عبدالوهاب شهیدی ذاتاً بزرگ بود؛ انسان‌های بزرگ نیازی به قضاوت دیگران ندارند، همیشه دوست دارند دیگران رشد كنند و دیگران هم بالنده بشوند. این‌ها ویژگی‌های افراد بزرگ است و آقای شهیدی اینگونه بود.

 

به گزارش سایت خانه موسیقی، مراسم چهلمین روز درگذشت عبدالوهاب شهیدی(استاد آواز ایرانی) و یادمان زنده یاد علی مرادخانی(مدیر موزه موسیقی) 26 خردادماه در حیاط خانه موسیقی ایران با رعایت پروتکل های بهداشتی و رعایت فاصله گذاری اجتماعی برگزار شد.

 

در ابتدای این نشست حمیدرضا نوربخش(مدیر عامل خانه موسیقی) به دو شخصیت بزرگ و تأثیرگذار  ادای احترام کرد و ضمن خیر مقدم به حضار گفت: شرایط كلی كشور و این كرۀ خاكی شرایط خوبی نیست، متأسفانه در این یك سال و اندی عزیزان زیادی را به رایگان و بسیار ساده از دست دادیم، شاید هیچ‌ زمانی جز دوره‌ای در زمان جنگ و دفاع مقدس چنین صحنه‌هایی تكرار نشده است، آن زمان چنین اتفاقاتی رخ می‌داد، باید هر روز داغ عزیزی را تحمل می‌كردیم یا خبر بدی به ما می‌دادند، پس از آن تاریخ فكر نمی‌كنم جز این بازۀ زمانی كه در آن زیست می‌كنیم، هیچ‌گاه اینگونه بوده كه هر روز منتظر یك خبر بد باشیم. امیدواریم هرچه زودتر به فضل، رحمت و لطف خداوند این بلا از كرۀ زمین رفع و دفع شود و به همان شرایطی برگردیم كه در آن بودیم، شرایطی كه شاید خیلی هم قدر آن را نمی‌دانستیم؛ درست مانند ماهی‌ای كه تا زمان بودن درون آب خیلی قدر آن را نفهمد.

 

وی افزود: جلسه به پاس احترامِ دو عزیز تشكیل شده؛ استاد عبدالوهاب شهیدی، شخصیتی ممتاز و كم‌نظیر و بلكه بی‌نظیر در عرصۀ موسیقی ما،  انسانی شریف، بااخلاق و به معنای واقعی بزرگ‌منش بود، زیرا كلمۀ بزرگ گاهی اوقات خیلی پیش پا افتاده می‌شود و آدم‌ها به جهت شهرت یا به لحاظ سنی كه دارند، ممكن است كلمۀ بزرگ و بزرگ‌تر را به خود نسبت بدهند، اما برخی افراد ذاتاً بزرگ هستند، یعنی این آدم‌ها سعۀ صدر دارند. آنها درواقع سایه‌گسترند و خیلی‌ها را زیر سایۀ خود قرار می‌دهند و خیلی آدم‌ها در پرتو شخصیت آن‌ها رشد می‌كنند. به این افراد بزرگ و بزرگ‌منش می‌گوییم، استاد عبدالوهاب شهیدی یكی از آن‌ها بود. شاید حدود 30 سال از اولین باری كه بنده توفیق زیارت ایشان را داشتم می‌گذرد و پس از آن دیدار ایشان چند سالی در ایران نبودند، درست همان زمانی بود كه ما با استاد پایور كه خداوند رحمت‌شان كند ایشان هم انسانی بزرگ بودند، با ایشان مشغول پروژه‌ای بودیم و هنگامی‌كه آن پروژه به پایان رسید، استاد پایور و استاد شهیدی همراه گروه عازم كنسرت به اروپا و آمریكا بودند كه پس از آن آقای استاد شهیدی مدتی در آن‌جا ماند و ما از دیدن و زیارت‌شان محروم بودیم، پس از بازگشت گاه و بی‌گاه این توفیق دست می‌داد كه خدمت ایشان برسیم.

 

*بزرگی، مناعت طبع، اخلاق بسیار پسندیده از ویژگی های زنده یاد شهیدی بود

نوربخش در ادامه سخنانش درباره شخصیت زنده یاد شهیدی گفت: واقعاً هر كسی در كنار این مرد قرار می‌گرفت بزرگی، مناعت طبع، اخلاق بسیار پسندیده و منش این فرد را احساس می‌كرد. زیرا ذاتاً بزرگ بود، آدم‌های بزرگ نیازی به قضاوت دیگران ندارند، راجع به دیگران بد نمی‌گویند، همیشه دوست دارند دیگران رشد كنند و دیگران هم بالنده بشوند. این‌ها ویژگی‌های افراد بزرگ است و آقای شهیدی اینگونه بود. ایشان محضر بسیار پرفیضی داشتند و خاطراتی در حوزۀ شعر و ادبیات می‌گفتند و حافظۀ و تسلط بسیار خوبی داشتند، در حوزۀ آواز و موسیقی كه گفتنی نیست؛ شهیدی عصارۀ موسیقی و آواز و نوازندۀ عود بسیار برجسته‌ای بود. به خاطر دارم وقتی با استاد پیرنیاكان راجع به این مسئله در محضر استاد شهیدی بودیم، چون آقای پیرنیاكان كه پژوهشگری بسیار برجسته در حوزۀ موسیقی ایران هستند معتقد بودند، آقای شهیدی اولین كسی است كه عود را ایرانی نواخت و این را همگان می‌دانند.

 

وی افزود: یك وقت هم دنبال این بودیم كه آقای شهیدی عود را نزد چه كسی كار كرده است، به هر ترتیب ایشان نوازنده‌ای بسیار درجه یك در عود بودند، زیرا آن زمان افرادی كه عود می‌نواختند مقداری لهجۀ عربی در آن وجود داشت. شهیدی آدمی بود كه این ساز را با لحن ایرانی متولد كرد، زیرا این ساز در كشورهای عربی بسیار جولان داده بود، رشد كرده و گسترده شده بود، بنابراین نوازندگان ما هم تحت‌تأثیر آن لهجه و لحن نوازندگی بودند، اما شهیدی یكی از كسانی بود كه این معادله را تغییر داد. صدای گرم، عالی، درجه‌یك و بی‌نظیری داشت. عطر صدای شهیدی، عطر وجودی خودش بود زیرا این آدم بسیار سلیم‌النفس بود و این عطر در صدایش هم پراكنده می‌شد و كاملاً می‌شد این بو را استشمام كرد. حالی كه داشت متعلق به وجودش بود. آقای شهیدی عمری بسیار خوب و پرثمر داشت، فكر می‌كنم آثار به جا مانده از استاد شهیدی آثار بسیاری است، ایشان درصد زیادی نسبت به دیگر خوانندگان آثار به جا مانده دارند، 65 درصد برنامه‌های گل‌ها با صدای عبدالوهاب شهیدی است. این‌ها بركات و آثاری است كه از عبدالوهاب شهیدی برای همۀ نسل‌ها باقی مانده تا انشاءالله نسل‌های بعدی هم از این‌ها استفاده كنند زیرا تا قیامت این آثار مورد استفاده و بهره‌برداری است. امیدواریم روح‌شان شاد باشد، همیشه به یاد ایشان خواهیم بود زیرا یادشان ماندگار است به خاطر این‌كه آثارشان ماندگار است. مجددا هم به پسرشان شاهرخ‌، خانوادۀ عزیز آقای شهیدی تسلیت می گویم.

 

*علی مرادخانی آدمی خوب و با اخلاق بود که  كار مردم و هنرمنندان را راه می‌انداخت

مدیر عامل خانه موسیقی در ادامه در باره زنده یاد علی مرادخانی گفت: بزرگ‌مرد دیگری كه امروز به یاد او این‌جا جمع شده‌ایم هنوز داغی تازه بر دلمان گذاشته كه عادی نشده است؛ علی مرادخانی، او هم شخصیت كم‌نظیر است. ما موسیقیدان‌ها علی مرادخانی را سال 69 شناختیم. زمانی كه به دفتر موسیقی، یعنی مركز موسیقی آن روز آمد، زمانی كه از خاطرمان نمی‌رود، این‌جا استاد داوود گنجه‌ای حضور دارند كه تاریخ موسیقی هستند، خصوصاً در 4 دهۀ اخیر كه ایشان می‌تواند بگوید بر موسیقی در محدودۀ انقلاب و پس از انقلاب چه گذشته است و در مركز موسیقی چه خبر بوده است. اما حقیقت این است كه در دهۀ 60 تحت تأثیر شرایط آن روزگار سر بود و نبود موسیقی دعوا بود، البته الان هم دعوا هست، اما به هر حال بعضی پذیرفته‌اند یا موسیقی خودش را تحمیل كرده یا خواست مردم بوده است، اكنون مقداری رسمیت پیدا كرده است، اما آن روز موسیقی و موسیقی‌دانان در برزخی بودند كه آیا هستند یا خیر، كدام بخش هست یا نیست یا این‌كه موسیقی قرار است باشد یا خیر، همۀ ما می‌دانیم كه اولین آلبومی كه پس از انقلاب رسماً مجوز گرفت و بیرون آمد سال 64 بود، به نظرم آلبوم «بیداد» استاد شجریان بود كه خدا ایشان را رحمت كند. البته  جسته و گریخته فعالیت‌هایی در حوزۀ هنری بود كه بسیار مختصر بودند. صداوسیما هم غالباً حال و هوای سرود را ایجاد كرده بود، زیرا زمان جنگ هم بود و بنابراین موسیقی بیشتر در این محدوده حركت می‌كرد و در بستر جامعه ساری و جاری نبود، ما در دهۀ 60 كنسرت نداشتیم، جشنواره‌ای سالی یك بار برگزار می‌شد و اگر اشتباه نكنم اولین جشنوارۀ موسیقی فجر در سال 1364 رخ داد.

 

وی افزود: اولاً بسیاری از پیشكسوتان موسیقی ما اجازۀ‌ ورود به آن‌جا را نداشتند، افرادی در آن‌جا بودند كه می‌شنیدم می‌گویند برخی از افراد اگر پایشان را از در داخل بگذارند، پایشان را خرد خواهیم كرد. شرایطی به این ترتیب وجود داشت و اهالی موسیقی هم مانندی لشگری پراكنده و شكسته‌خورده بودند. در آن زمان كسی به مركز موسیقی كاری نداشت و همان موقع هم مدیریت آن روز برای استاد پیرنیاکان مشكل ایجاد كرده بودند، آقای پیرنیاكان ممنوع‌الخروج شده بود كه قصۀ آن مفصل است. فرض كنید در شرایطی كه ذكر كردم وضیعت موسیقی به چه صورت بود، مشكلاتی برای آقایان شجریان، پیرنیاكان و عندلیبی پیش آمده بود و ما پیگیر بودیم كه داستان چیست، به همین دلیل علی مرادخانی هم با این موضوعات درگیر بود.

 

وی افزود: همۀ شما او را می‌شناسید و من لازم نیست بگویم كه رفیق همۀ ما بود، او مدیر نبود، علی مرادخانی منصب، شغل، پست و عنوان نبود، او علی مرادخانی بود، كسی كه 14 سال سكاندار موسیقی ما بود، سال 83 از مركز موسیقی رفت، استعفا كرد و پس از مدت كوتاهی دولتِ بعدی یعنی دولت نهم و دهم آمد. طی این 8 -9 سال مرادخانی كاره‌ای نبود، آن زمان بحث موزه خیلی جدی نشده بود، تنها فضایی درست شده بود و كارهایی در حال انجام بود، درواقع آقای مرادخانی عملاً هیچ‌كجا نبود، اما بود، هنوز با ما بود. در همۀ آن سال‌ها همۀ شما هم می‌دانید كه هر كسی مشكلی داشت با علی مرادخانی تماس می‌گرفت، تلفن او همیشه به گوش بود، روی گشاده‌اش را همه می‌دیدیم و همیشه با تبسم به افراد نگاه می‌كرد و در اتاق او در هر جا كه بود باز بود، همیشه پاسخگو بود. او آدمی خوب و با اخلاق بود، شخصیت احترام‌برانگیزی داشت كه وقتی جایی تماس می‌گرفت حرف او شنیده می‌شد و مشكلات حل می‌شدند، پس كار مردم را راه می‌انداخت.

 

نوربخش افزود: به نظر من این بالاترین خصلت و فضیلت برای یك انسان است. به هر حال همه ما از این دنیا خواهیم رفت، این‌كه درجات هنری‌مان بالا یا پایین است، مهم نیست. اگر امروز از شهیدی حرف می‌زنیم بیشتر راجع به شخصیت، خصلت‌ها و بزرگ‌منشی اوست كه صحبت می‌كنیم، البته آواز و موسیقی‌اش به جای خود، اما هنرمند، استاد یا هر چیزی كه باشیم، روزی كه می‌رویم یك خاطره از ما باقی خواهد ماند، اگر خاطرۀ خوبی باشد همه وقتی به یادمان می‌افتند حس خوبی پیدا می‌كنند، اگر خدایی ناكرده خاطرات‌مان بد باشد و اثر بدی به جا گذاشته باشیم، هر زمانی كه یاد ما می‌افتند چهره‌ها درهم می‌شود. خوش به حال آقای مرادخانی ، كاش از من هم چنین خاطره‌ای در اذهان باقی بماند، واقعاً آرزویم این است. چه بهتر از این؟ همه به این‌جا آمده‌ایم، همچنین تشییعی كه در بهشت زهرا از آقای مرادخانی شد، حداقل در ایام كرونا فكر نمی‌كنم نظیر داشت. برای این‌كه همه می‌دانیم گاهی اوقات، بستگان ما هم فوت می‌كند در شرایط كرونا مراعات داریم و بسیار محدود برگزار می‌شود كه باید هم باشد. اما برای مرادخانی خیلی دلی آمده بودند، ریسك را پذیرفته بودند و افراد در گوشه و كنار ایستاده بودند و تأثر داشتند. به نظر من آقای مرادخانی فردی سعادتمند بود و بسیار خوب رفت، خوشنام زیست و امیدوارم كه این شخصیت‌ها برای همۀ ما مثالِ تام و تمام باشند و ما هم سعی كنیم اینگونه زندگی كنیم.

 

در ادامه این نشست میلاد كیایی(نوازنده پیشکسوت سنتور و آهنگساز) پشت تریبون قرار گرفت و گفت: ناباورانه است، چطور می‌شود باور كرد كه این دو عزیزی كه روحشان در این‌جا در پرواز است بین ما نیستند، روحشان قرین شادی و رحمت. عبدالوهاب شهیدی همیشه من را یاد یك بیت شعر می‌انداخت و آن یك بیت این بود: مقام موسیقی آنگه عیان شد / كه یك پیغامبر آوازه‌خان شد. چون ایشان حضرت داوود زمان بودند، آن چیزی كه ویژگی این مرد بزرگ بود؛ اخلاق، فرهنگ، انسانیت و بعد از آن هنر بود. در این روزگار فعلی نوازندگان خیلی خوبی هستند، استعدادها در حد نبوغ وجود دارد ولی بعضی از آنها اینطور هستند که اگر ساز را از دستشان بگیریم وجودشان بی مقدار می شود. زیرا همیشه گفته اند فرهنگ و هنر این مرد اسطوره ای از فرهنگ، ادب و اخلاق بود. یادم می آید در سال های حدود 1347 که مسئولیت بخش های فرهنگی و هنری کاخ های جوانان را بر عهده داشتم تلاشم را بیشتر برای کارهای موسیقی بکار می بردم کما اینکه اولین جشن موسیقی ملی ایران را در سال 47 در کاخ جوانان برگزار کردیم و عبدالوهاب شهیدی با عضق و مهر این دعوت را پذیرفت و خوشبختانه نوار های ریل آن زمان موجود است و من هشت ساعت اختصاصی از ایشان آثار دارم. ایشان با عشق و علاقه می آمد. ای کاش می توانستیم چند ماه بعد صدمین سال تولدشان را جشن بگیریم.

وی افزود: همچنین در مورد جناب مرادخانی باید بگویم که بسیار ناباورانه از میان ما رفتند امیدو.ارم روح این عزیزان قرین رحمت و شادی باشد.  

 

*مرادخانی مدام در فکر کم کردن فاصله ها و حلقه وصل همه بود

در ادامه این نشست مجید رجبی معمار(مدیرعامل خانه هنرمندان ایران) پشت تریبون قرار گرفت و گفت: از دوست و برادرِ نازنینم جناب آقای نوربخش و عزیزانِ ما در خانۀ موسیقی كه این مجلس را برای گرامیداشتِ یادِ دو چهرۀ برجستۀ هنر موسیقی ایران برپا كردند ممنون هستم؛ استاد عبدالوهاب شهیدی كه از بزرگان برجسته هستند و عزیز نازنین و برادرِ بسیار بزرگوارم جناب آقای مرادخانی، جناب آقای نوربخش و استاد كیایی مطالبی را فرمودند، من نمی‌توانم چیزی اضافه بر فرمایش این دو بزرگوار بگویم. همان‌طور كه آقای نوربخش فرمودند ماجرای كرونا شرایط بسیار بدی را برای همۀ دنیا فراهم كرده و در ایران هم به دلایلی شاید از بعضی جهات بدتر و این‌كه مسئولین ما در رسیدگی، توجه و به داد رسیدن تأخیر دارند و زودتر باید بحث واكسیناسیون انجام می‌شد، ما به نسبت وسعتی كه فاجعه و حادثه در دنیا دارد و در كشور ما دارد كه وسعت بیشتر و زیادی هم هست، همین وضعیت را برای جامعۀ اهل هنر و هنرمندان رشته‌های مختلف هم داشتی، ما خیلی از نازنینان و بزرگان را از دست دادیم، در حوزۀ سینما عزیزانی را از دست دادیم كه به این راحتی جای‌شان پرشدنی نیست مانند اكبر عالمی، استاد خسرو سینایی و خیلی از بزرگان و مرادخانی عزیز هم كه آخرین چهرۀ برجسته از جامعۀ اهل فرهنگ و هنر كشور بود كه به واسطۀ كرونا از میان ما رفت آن هم در شرایطی كه شمس آل احمد برای یكی از عزیزانِ ما برای سیدمرتضی آوینی كه پیش از مباحث جنگ و... اهل هنر و فلسفه داشت و آشنایی از قبل با شمس آل‌احمد داشت و او تعبیری داشت كه می‌گفت مرتضی وَر پرید یعنی در شرایط عجیبی بود، واقعاً اگر این كلمه را برای آقای مرادخانی به كار ببریم، بیراه نگفته‌ایم. ایشان بسیار پرنشاط و پرانرژی بودند، من و آقای نوربخش و آقای گنجه ای شاید به دلایل مختلف بیشتر با ایشان در ارتباط بودیم، ایشان همه‌جا الهام‌بخش و انرژی‌زا بود و این بود كه مدام وصل كند، مدام دنبال كم كردن فاصله‌ها بود. این آدم بسیار بزرگ بود و در این سال‌ها خونِ دل خورد و خیلی چیزها را تحمل كرد و سپر بلا شد تا بسیاری از مسائل را حل كند. آن‌چه شما به عنوان سختی‌های دنیای موسیقی در ایران در طول 30 سال گذشته می‌دانید مرادخانی خیلی بیشتر از آن می‌دانست.

 

وی افزود: آقای دكتر اللهیاری[رئیس فعلی دفتر موسیقی] و دوستان دیگر این موضوعات را درك می‌كنند كه آدمی بسیار بزرگ می‌خواهد كه این مسائل را دفن كند و اجازه ندهد خیلی از این مسائل به جامعۀ موسیقی منتقل شود. من از خانۀ هنرمندان ایران چون خانۀ هنرمندان متعلق به همۀ جامعۀ هنری كشور است و به همۀ اصناف هنر، اهالی سینما، تئاتر و هنرهای نمایشی، رشته‌های مختلف تجسمی، شعر، ادبیات، معماری و... مرتبط است و همه در این داغ و مصیبت و از دست دادن استادِ بزرگ عبدالوهاب شهیدی كه این بزرگمرد فخر هنر ایران بود و هم برادرِ عزیز، دلسوز و پرتلاش ما، مغمو هستیم و همه همراهیم و به خانوادۀ بزرگ و عزیز این دو نازنین هم مجدداً تسلیت می‌گوییم و برای همۀ هنرمندان كشور آرزوی صحت و سلامت داریم و واقعاً باید قدر آن‌هایی كه هستند را بدانیم، به همین راحتی دیر می‌شود و ما اصلاً فكر نمی‌كردیم كه چنین اتفاقی بیفتد، البته می‌دانیم مرگ حق است و همه هم می‌دانیم و این‌ها زنگ‌هایی است كه در كنارمان بجا و نابجا به صدا در می‌آید و قسمت همۀ ما خواهد شد، اما در مورد بعضی افراد به دلیل روحیه و ویژگی‌ای كه دارند بسیار سخت است، به هر حال امیدوارم خدا به همۀ شما عمر طولانی و همراه با عزت بدهد و انشاءالله مشكلات فرهنگ و هنر این جامعه كمتر شود و شاهد موفقیت‌های روزافزون جامعۀ هنر باشیم. آرزوی سلامتی برای همه دارم.

 

در ادامه این مراسم داود گنجه ای(نوازنده پیشکسوت کمانچه و عضو شورای عالی خانه موسیقی ایران) پشت تریبون قرار گرفت و با توجه به آشنایی دیرینه با عبدالوهاب شهیدی و همچنین دوستی و همکاری های فراوان با علی مرادخانی، ضمن ابراز تاسف عمیق از فقدان این دو چهره برجسته فرهنگی هنری، به بیان خاطراتی از دوران همکاری و دوستی با آنها پرداخت.

 

در ادامه این نشست محمد هاشم احمدوند(خواننده موسیقی ایرانی) در جایگاه حاضر شد و در سخنان کوتاهی فقدان استاد عبدالوهاب شهیدی و علی مرادخانی را تسلیت گفت و در ادامه چند بیت آواز به یاد این دو چهره درگذشته خواند.

 

منصوره ثابت‌زاده (پژوهشگر موسیقی نواحی) دیگر سخنران این نشست بود. او در سخنانش گفت: برای درگذشت استادعبدالوهاب شهیدی تسلیت می‌گویم، واقعاً با نوای ایشان بزرگ شدیم و بالیدیم و در مورد آقای مرادخانی من از روح ایشان سپاسگزاری می‌كنم، به عنوان یك زنِ موزیسین، اهل ادبیات و اهل پژوهش از طرف خودم و تمام موزیسین‌های زن از ایشان تشكر می‌كنم، برای این‌كه آقای مرادخانی فقط وجهۀ مردانه نداشت، با زن‌ها هم بسیار خوب رفتار می‌كردند و آزادی موسیقی زنان حداقل در مجلس زنانه به دست ایشان انجام گرفت. واقعاً از وفات نابهنگام ایشان بسیار متأثر شدم و قادر نیستم صحبت كنم، من در مجالس سخنرانی می‌كنم اما الان قادر نیستم، فقط خواستم تشكر كنم . من در زمان مسئولیت آقای مرادخانی و با همکاری ایشان توانستم تمام تاجیكستان را طی کنم و تمام موسیقی‌ها را جمع كردم و آن هم به خاطر همت آقای مرادخانی بود، اگر مرادخانی مانند خیلی از كسانی كه مسئولیت داشتند، نگاه دیگری به زنان داشت، هرگز من نمی‌توانستم این كار با ارزش را چاپ كنم كه پژوهش سال 78 من بود، البته‌ سی‌دی‌هایم مانده است و قصد داشتم سی‌دی‌ها را به استادمان تقدیم كنم كه فوت كردند، من واقعا از روحش سپاسگزاری می‌كنم، انشاءالله هر دو بزرگوارِ ما قرین رحمت باشند.

 

 

در ادامه مراسم شاهرخ شهیدی فرزند زنده یاد استاد عبدالوهاب شهیدی در سخنانی گفت: خیلی ممنون و متشكرم از همۀ دوستان و اساتید كه در این مدت ما را یاری كردند، امروز هم سنگ مزار آقا را در چهلمین روزش نصب کردیم، من با پدر از سن شش سالگی در جامعۀ باربد تا رادیو گل‌ها همراه بودم، خب پدر خیلی زحمت كشیدند، من شاهد زحماتشان بودم. ایشان غیر از این‌كه پدرم بودند، رفیقم بودند. ایشان برای ایران هم خیلی زحمت كشیدند، اما به خاطر زحماتی كه كشیدند 4 ماه زندانی‌اش كردند كه چرا در جشن هنر شیراز خوانده‌ای، این تنها یك مورد بود. چه چیز دیگری می‌توان گفت؟ از كجا حرف بزنم و راجع به چه چیزی صحبت كنم؟ همۀ شما این واقعیات را می‌دانید، از همۀ شما متشكر و ممنونم.

 

محمد مرادخانی فرزند زنده یاد علی مرادخانی نیز در سخنان کوتاهی در پایان این نشست گفت: خیلی ممنونم از استاد گنجه‌ای و تمام شما عزیزان كه زحمت كشیدید و تشریف آوردید، من خانۀ موسیقی را خانۀ خودمان می‌دانم، یعنی حس راحتی، آرامش و لطافتی كه در این‌جا دارم حتی یك وقت‌هایی در موزۀ موسیقی هم نداشتم. یعنی از در كه داخل آمدم، آنقدر حس خوب و آرامشی به من دست داد كه واقعاً قابل توصیف نیست. از همۀ شما و عزیزان و بزرگواران، آقای نوربخش عزیز، استاد گنجه‌ای بزرگوار و همسرشان به ویژه بتول خانم كه در این مدت تنها یار و یاور ما بودند تشكر می‌كنم. انشاءالله كه همیشه خوب باشید.

 

در این مراسم جمعی از هنرمندان و علاقمندان و برخی مسئولان از جمله محمد الهیاری(رئیس دفتر موسیقی) فرزاد طالبی(رئیس اسبق دفتر موسیقی)، تورج فرهادی(شهرداد منطقه شش تهران) و ... حضور داشتند. این نشست با امضا دو دفتر یادبود به یاد استاد عبدالوهاب شهیدی و علی مرادخانی پایان یافت.



تبلیغات