1401/9/10 : پنجشنبه
کد خبر : 101947
تاریخ ارسال : 1394/10/29    

هوشنگ کامکار:

"باغ‌های پژمان" موسیقی ملی معاصر است

هوشنگ کامکار در مراسم رونمایی اثر جدیدش گفت: موسیقی ملی ما، هارمونی‌های خیلی ساده و آرامی داشته است و آلبوم "باغ‌های پژمان" هم موسیقی ملی معاصر است، زیرا استاد پژمان در این زمینه تجارب و آثار زیادی دارد و نسبت به تغییر هارمونی‌های ساده اقدام کرده است.

هوشنگ کامکار در مراسم رونمایی اثر جدیدش گفت: موسیقی ملی ما، هارمونی‌های خیلی ساده و آرامی داشته است و آلبوم "باغ‌های پژمان" هم موسیقی ملی معاصر است، زیرا استاد پژمان در این زمینه تجارب و آثار زیادی دارد و نسبت به تغییر هارمونی‌های ساده اقدام کرده است.

به گزارش سایت خانه موسیقی، مراسم رونمایی آلبوم "باغ های پژمان" اثر جدید هوشنگ کامکار (آهنگساز و عضو شورای عالی خانه موسیقی) عصرروز گذشته با حضور جمعی از هنرمندان و علاقمندان در مکتب تهران برگزار شد. 

در ابتدای این مراسم، رضا مهدوی، ناشر آلبوم "باغ های پژمان" گفت: ما به موسیقی بی‌کلام اعتقاد داریم، نه این‌که موسیقی باکلام تولید نکنیم، بلکه تلاش می‌کنیم از کنار آن بگذریم. در واقع، معتقدیم که کلام نگذاشت موسیقی ایران همان‌گونه که موسیقی اروپا و مغرب‌زمین رشد کرد و باعث تعالی فکری مردم شد، رشد کند. دلیل رشد غرب این بود که موسیقی‌دانان اجازه داشتند آثار متنوعی را نه فقط با واسطه کلام منتشر کنند. به این ترتیب، شنونده در آن آثار به جای این‌که به‌دنبال کلام باشد، ضر‌ب‌آهنگی را که نوازنده به‌وجود می‌آورد، دنبال می‌کند.

مهدوی گفت: من نتیجه می‌گیرم که شعر باعث بدبختی در موسیقی ایران شده است تا جایی که امروز همه صرفا خواننده یک اثر را می‌شناسند و تلویزیون نیز اثر موسیقی را به نام خواننده و حتی سراینده‌ی شعر معرفی می‌کند و از آهنگساز و نوازنده هیچ نامی برده نمی‌شود. این شرایط باعث شده است تا همه به غلط تصور کنند که یک اثر موسیقایی، محصول کار خواننده است.

ناشر آلبوم «باغ‌های پژمان» گفت: این، یک مهربانی است که هوشنگ کامکار اثر خود را به‌راحتی به احمد پژمان(آهنگساز پیشکسوت) تقدیم می‌کند. ما باید این موضوع را توسط همه‌ی متولیان امر در جامعه پررنگ کنیم. جوان‌های این دوره با وجود این که از لحاظ تکنیکی بسیار قوی هستند، اما احترام اساتید خود را نگه نمی‌دارند.

پس از این سخنان کامبیز روشن‌روان(آهنگساز) گفت: جای موسیقی بی کلام در ایران خالی است. متأسفانه عرضه این نوع موسیقی آن‌قدر محدود و کم است که در هیاهوی امروز موسیقی در ایران گم می‌شود. موسیقی در ایران، رسانه‌ای ندارد که آثار خوبش را معرفی کند. از قرن ۱۷ میلادی به بعد، آنچه موجب پیشرفت موسیقی‌دانان بزرگ و معرفی آن‌ها به دنیا شده است، وجود آثار بدون کلام بود که بعدها مکاتب مختلفی را به‌وجود آورد.

وی افزود: محدویت انتشار آثار بدون کلام در ایران موجب می‌شود دانشجویان نتوانند از این آثار استفاده کنند، چون در دسترشان نیست و آن‌ها نیز باید مانند اساتید بزرگی که حالا هستند ۴۰-۵۰ سال آزمون و خطا کنند تا به این نقطه برسند. آثار باخ و بتهوون در دانشگاه‌ها آنالیز می‌شوند اما آثار احمد پژمان یا ثمین باغچه‌بان در جایی تحلیل نمی شوند. در حالی که باید تحلیل شوند تا متوجه شویم نشر این آثار تا چه اندازه ارزشمند است.

تقدیم اثر هوشنگ کامکار به احمد پژمان جای تامل دارد

روشن روان درباره آلبوم"باغ های پژمان"  اثرهوشنگ کامکار نیز گفت: چند نکته در این اثر توجه من را به خود جلب کرد، نخست این‌که یک استاد بزرگ موسیقی به استاد خودش اثری را تقدیم کرده است. در جامعه‌ای که اخلاق، بویژه در هنر، رنگ باخته و دانشجویان برای بزرگان موسیقی ارزشی قائل نیستند، این موضوع جای فکر کردن دارد و باید از آن یاد گرفت.
وی افزود: زمانی که نخستین موومان این اثر را شنیدم، با خودم فکر کردم، این اثر را استاد کامکار ننوشته، اما هرقدر جلوتر رفتم، حس و حال موسیقی ملی را بیشتر در آن دیدم. این کار، ساختار متفاوتی نسبت به آثار گذشته کامکار دارد و دلیل آن هم این است که این اثر به احمد پژمان تقدیم شده است.


روشن‌ روان در ادامه با اشاره به تیتر روی جلد آلبوم (موسیقی ملی معاصر) گفت: ما باید همزمان با موسیقی دنیا پیش رویم، اما رنگ و بوی موسیقی خودمان را نیز حفظ کنیم و زمانی که یک ایرانی اثر را گوش می‌کند، بگوید این یک اثر ایرانی است. خوبی این کار آن است که دانشجو می‌تواند ضمن گوش کردن به موسیقی، آن را تحلیل کند و بفهمد که چگونه ساخته شده است. مشکل ما این است که این آثار تولید می‌شوند، اما نت‌های‌شان در دسترس عموم قرار نمی‌گیرد. در اینجا از هوشنگ کامکار تشکر می کنم و امیدوارم شاهد آثار زیادتری مانند این باشیم.

خالقان آثار قابل تحلیل محتوایی رو به انقراضند

پس از این سخنان دکتر محمد سریر(رئیس هیئت مدیره خانه موسیقی) در جایگاه قرار گرفت و گفت: تقدیم کردن آلبوم کامکار به احمد پژمان، سنت پسندیده‌ای است که در حال از بین رفتن است و احترامات در حد یک دوست و معلم با گذشته فرق کرده است. این روزها که اجرای آثار صحنه‌ای زیاد شده، یکسری کارها هستند که بیشتر از آن‌که صحنه ای باشند، قابلیت تحلیل محتوایی دارند. این‌ها پشتوانه‌های اصلی آثار فرهنگی – هنری هستند؛ اما تعدد آن‌ها زیاد نیست، زیرا به دانش و تجربه زیادی نیاز دارند.نسل افرادی که این‌گونه آثار را تولید می‌کنند روبه انقراض هستند.

سریر گفت: باید بتوانیم دست مخاطب را بگیریم و با خودمان پیش ببریم، اگر نتوانیم این کار را انجام دهیم، هیچ کاری را پیش نبرده‌ایم. در نسل گذشته نیز همین اتفاق افتاد. در موسیقی ملی ایران، کارهای کلامی خیلی خوبی هستند که وقتی شنیده می‌شوند، شنونده با موسیقی ارتباط برقرار می‌کند؛ اما اگر شعر را برداریم و موسیقی خالی را بگذاریم، ریزش مخاطب پیدا می‌کند. این سبک موسیقی، در کنسرت‌ها و ارکسترها باید اجرا شود و تا ارکستر سمفونیک فعال است، باید چنین اجراهایی داشته باشد، حتی صحبت‌هایی که با شهرداری داشتیم بر این اساس بود که آثاری را برای مردم در پارک‌ها اجرا کنند که تأثیرگذارند. اگر یک باره به سمت موسیقی بی کلام برویم، ممکن است مخاطبانی را که می‌خواهیم در طول زمان جمع کنیم، از دست بدهیم.


وی با اشاره به آثار هوشنگ کامکار گفت: آثار قبلی کامکار، اثر خود را نه به‌عنوان تفنن، در زندگی مردم گذاشته و در ذهن آن‌ها رسوب کرده است. هوشنگ کامکار جزو معدود کسانی است که موسیقی را به‌خاطر موسیقی و اعتقادش به آن انجام می‌دهد. برخلاف بیشتر ما که به‌دنبال منافعی در این زمینه هستیم. کامکارها، کمک بزرگی به موسیقی ایران کرده‌اند و قطعا این آثار چه اجرا شوند و چه نشوند، در میان خانواده‌های ایرانی می‌روند و تأثیر خود را می‌گذارند.

دکتر محمد سریر در پایان گفت: نباید از ادبیات دور شویم، چراکه کلام در موسیقی، حتی اگر در حد دکلمه هم باشد، مردم را به سمت خود جذب می‌کند و باید از این ویژگی استفاده کرد.

افرادی مانند هوشنگ کامکار جزو مفاخر ملی و از جامعه شان جلوتر هستند

در ادامه برنامه حمیدرضا دیبازر(آهنگساز و از شاگردان هوشنگ کامکار و احمد پژمان) گفت: این آلبوم اگر زیاد شنیده شود هم باید به اثر شک کنیم و هم به سازنده آن، زیرا این اثر از آن نوع آثاری است که هر کسی نمی‌تواند آن را بفهمد، مانند این‌که سر کلاس فیزیک کوانتوم، مردم عادی هم بنشینند. افرادی مانند هوشنگ کامکار جزو مفاخر ملی و از جامعه‌شان جلوتر هستند.

او همچنین بیان کرد: مدیریت بخش موسیقی در ایران، خودش را با مردم هماهنگ کرده، اما یک هنرمند واقعی به این‌ها کاری ندارد و دست به خلق اثری می‌زند که فکر می‌کند درست است.نسبت به فضای موسیقی در ایران نقد دارم اما نا امید نیستم، زیرا می‌بینم اولویت عده‌ای موسیقی است و به‌طور جدی در فضای آکادمیک روی آن کار می‌کنند. کامکار نیز نسل چندم از موسیقی‌دانان تحصیل‌کرده است که با توجه به آشنایی‌اش با موسیقی کردی و آثاری که از خود ارائه داده، هیچ بدهی‌ای به جامعه فرهنگی کشور ندارد.


وی افزود: من برای خانواده کامکار احترام زیادی قائلم چون به جای غر زدن همواره کار کرده‌اند و فکر می‌کنم چون کار آن‌ها خوب بوده است، توسط کشورهای خارجی برای اجرا دعوت شده‌اند. نام "باغ‌های پژمان" هم پارادوکس هوشمندانه‌ای دارد، زیرا پژمان به معنی افسرده است و از سویی نیز به دغدغه‌های کامکار مربوط می شود. وجه دوم نیز با توجه به صحبت خود آقای کامکار مبنی بر تقدیم اثرش به احمد پژمان، به او اشاره دارد. ملودی‌های این اثر برای یک ذهن خمار و کند اصلا مناسب نیستند و باید بلد باشیم که به این نوع موسیقی گوش دهیم. شنیدن موسیقی بی‌کلام، کار هر کسی نیست، البته وضعیت امروزه نسبت به چند سال قبل بهتر شده است.

دیبازر گفت: رسانه ها به جای این‌که از ما بپرسند در زمینه موسیقی چه کار باید بکنند، برای همراهی با مردم کار می‌کنند، البته روزی تاوان این نوع مدیریت فرهنگی را می‌دهیم. در واقع، رسانه است که موجب می‌شود یک اثر در زمان خودش مطرح شود. از سویی هیچ روزی نیست که کارهای من از رسانه‌ها پخش نشود، اما نامی از من نمی‌برند. دلیل آن نیز این نیست که آن‌ها نمی‌دانند باید این کار را بکنند، بلکه احتمالا قرار نیست نام‌ها گفته شود. اگر آثار ما از رسانه‌ها پخش می‌شود، یک لطف به ما نیست، بلکه نشان‌دهنده این است که آن اثر کارایی رسانه‌ای داشته است.

این آهنگساز گفت: «باغ‌های پژمان» از سر حوصله ساخته شده است و من آن را بارها شنیده‌ام. از سوی دیگر، ضبط و اجرای بسیار مناسبی دارد.جامعه موسیقی بلوغی را در درون خودش تجربه می‌کند و ابهاماتی که در آن وجود دارد، برای این است که نفر ندارد. خیلی خوشحالم که نیاز جامعه به موسیقی‌دان بیشتر از افراد تحصیل‌کرده‌ی آن است. اگر مدرسانی هستند که سوادشان کم است و تدریس می‌کنند، به دلیل این است که به اندازه‌ی کافی فارغ‌التحصیل نداریم.

نوآوری کار مشکلی است

در پایان این مراسم هوشنگ کامکار(آهنگساز و خالق آلبوم "باغ های پژمان") گفت: علاوه بر این‌که به احمد پژمان مدیون بودم، می‌خواستم به کسانی که در حوزه موسیقی کار و از تکنیک‌های جهانی استفاده می‌کنند، نشان دهم که می‌توان از تمام تکنیک‌های جهانی در یک اثر استفاده کرد؛ اما در نهایت، کار باید هویتی ایرانی داشته باشد. برخی دانشجویان و جوانان که اشتیاق دارند، از نوآوری دم می‌زنند، اما نوآوری کار مشکلی است.


کامکار افزود: من به جرات می‌گویم که در این اثر، هیچ نوآوری‌ای در هارمونی و هیچ قسمت دیگری انجام نشده است. تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که از ملودی‌های محلی و کردی و همچنین مقام‌های اصفهان، همایون و شور به طریقی در خلق این اثر استفاده کرده‌ام، اما نمی‌توانم نام آن را نوآوری بگذارم. کار دیگری که در خلق این اثر انجام داده‌ام، این بود که در موومان اول، ملودی‌های کردی هر نت را به یک ساز دادم که موجب تولید هارمونی مخصوص آن ملودی شد.

وی افزود: موسیقی ملی ما، هارمونی‌های خیلی ساده و آرامی داشته است، "باغ‌های پژمان" موسیقی ملی معاصر است، زیرا استاد پژمان در این زمینه تجارب و آثار زیادی دارد و نسبت به تغییر هارمونی‌های ساده اقدام کرده است.

این آهنگساز و عضو شورای عالی خانه موسیقی گفت: بیشتر کارهای من همراه با شعر است، اما در موسیقیِ سازی دستم آزادتر است و اگر قرار بود آنچه دلم می‌خواست را می‌ساختم، با وجود کلام فایده‌ای نداشت.

کامکار در پایان در خصوص ویژگی های احمد پژمان گفت: از افتادگی و دانش پژمان هرچه بگویم کم است. عده‌ای هستند که در کارشان تکنیک قوی‌ای دارند، اما به‌دلیل نداشتن خلاقیت، آن چیزی که باید در آثارشان وجود ندارد؛ اما پژمان این‌گونه نیست.



تبلیغات